ausdenkbar
قابل تصور، قابل فکر کردن، ممکن
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان آن را تصور کرد، به آن فکر کرد یا به عنوان یک احتمال در نظر گرفت.
- Jede Lösung ist ausdenkbar, solange sie funktioniert.هر راهحلی قابل تصور است، تا زمانی که کار کند.
- Es ist ausdenkbar, dass er zu spät kommt.این امکان وجود دارد که او دیر بیاید.
- Welche Szenarien sind in dieser Situation ausdenkbar?چه سناریوهایی در این وضعیت قابل تصور هستند؟