ausdringen
بیرون آمدن، خارج شدن، بیرون کشیدن
Beispiele
- Wenn man nach durchbohrtem Cranio befindet, daß sich die Dura Mater in die Höhe hebet, und gleichsam zum Loch ''ausdringen'' will, was ist in solchem Fall zu thun?اگر پس از سوراخ شدن جمجمه متوجه شدید که سخت شامه بالا میآید و گویی میخواهد از سوراخ بیرون بزند، در چنین موردی چه باید کرد؟
Bedeutungen
1
aus + Dativ
مایع یا گاز از جایی بیرون زدن یا نشت کردن
- Wasser drang aus dem undichten Rohr aus.آب از لوله نشتی بیرون زد.
- Ein seltsamer Geruch drang aus dem Keller aus.بوی عجیبی از زیرزمین بیرون میزد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(مجازی) خبر یا اطلاعاتی منتشر شدن یا فاش شدن
- Die Nachricht drang schnell an die Öffentlichkeit aus.خبر به سرعت به اطلاع عموم رسید (منتشر شد).
- Es darf keine Information über das Projekt ausdringen.هیچ اطلاعاتی نباید در مورد پروژه فاش شود.