ausdrucksstark
بیانگر، تاثیرگذار، پرمعنا، رسا
Bedeutungen
1
توانایی انتقال قوی احساسات، ایدهها یا معانی؛ گویا و تاثیرگذار.
- Die Tänzerin drückte ihre Freude durch ausdrucksstarke Bewegungen aus.رقصنده شادی خود را از طریق حرکات پرمعنا بیان کرد.
- Sein Porträt war sehr ausdrucksstark und fing die Persönlichkeit des Mannes ein.پرتره او بسیار گویا بود و شخصیت مرد را به تصویر میکشید.
- Sie hat eine sehr ausdrucksstarke Stimme, die den Zuhörer fesselt.او صدایی بسیار تاثیرگذار دارد که شنونده را مجذوب میکند.
2
چیزی که دارای ویژگیهای برجسته، جذاب یا قابل توجه است.
- Das neue Design ist modern und ausdrucksstark.طراحی جدید مدرن و چشمگیر است.
- Der Autor verwendet eine ausdrucksstarke Sprache, um seine Ideen zu vermitteln.نویسنده از زبانی رسا برای انتقال ایدههایش استفاده میکند.
- Das Gemälde ist ein ausdrucksstarkes Beispiel für den Surrealismus.این نقاشی نمونهای برجسته از سورئالیسم است.