auseinanderfliessen
جدا شدن، از هم گسیختن
Bedeutungen
1
N/A
به معنای جدا شدن یا پراکنده شدن اجزای یک کل، به ویژه در مورد مایعات یا گازها که به طور طبیعی از هم دور میشوند. این کاربرد بسیار نادر و بیشتر ادبی است.
- Die beiden Strömungen, die sich zuvor vereint hatten, begannen nun auseinanderzufließen.دو جریان که پیش از این متحد شده بودند، اکنون شروع به جدا شدن از یکدیگر کردند.
- Nach dem Aufprall floss die Flüssigkeit in alle Richtungen auseinander.پس از برخورد، مایع در تمام جهات پراکنده شد.