auseinanderfliessen

Aussprache: /aʊs.aɪ̯ˈnandɐˌfliːsn̩/
Wortzerlegung: aus·ein·an·der·flies·sen
Wort

جدا شدن، از هم گسیختن

Bedeutungen

1 N/A

به معنای جدا شدن یا پراکنده شدن اجزای یک کل، به ویژه در مورد مایعات یا گازها که به طور طبیعی از هم دور می‌شوند. این کاربرد بسیار نادر و بیشتر ادبی است.

  • Die beiden Strömungen, die sich zuvor vereint hatten, begannen nun auseinanderzufließen.دو جریان که پیش از این متحد شده بودند، اکنون شروع به جدا شدن از یکدیگر کردند.
  • Nach dem Aufprall floss die Flüssigkeit in alle Richtungen auseinander.پس از برخورد، مایع در تمام جهات پراکنده شد.