Konjugierte Form
پراکنده کردند، ترساندند و فراری دادند
معانی و تعاریف auseinanderscheuchten:
- (حیوانات یا انسانها را) با ترساندن، وحشتزده کردن یا سر و صدا به جهات مختلف راندن، پراکنده کردن
جملات نمونه برای auseinanderscheuchten:
Der Hirte scheuchte die Schafe auseinander.
چوپان گوسفندان را متفرق کرد.
Die Polizei scheuchte die Demonstranten auseinander.
پلیس تظاهرکنندگان را پراکنده کرد.