فعل
بحث کردن درباره، بررسی عمیق کردن، موا مواجه شدن با
معانی و تعاریف auseinandersetzen:
- (با چیزی/کسی) سر و کله زدن، مقابله کردن، بحث کردن، پرداختن به
- (با خود) به طور عمیق فکر کردن، تأمل کردن
- (کسی را) از هم جدا کردن، متفرق کردن (کمتر رایج، بیشتر تحتاللفظی)
جملات نمونه برای auseinandersetzen:
Mit diesem Problem werden wir uns ''auseinandersetzen'' müssen.
ما مجبور خواهیم بود با این مشکل به طور جدی روبهرو شویم.
Lass dir das in einer Rechtshilfe ''auseinandersetzen''!
بگذار این را در قالب کمک حقوقی برایت توضیح دهند!
Die Lehrerin musste Anna und Carla ''auseinandersetzen.'' (= … Anna von Carla wegsetzen; … Anna und Carla voneinander wegsetzen)
معلم مجبور بود آنا و کارلا را از هم جدا بنشاند.