auseinanderzufließen
جدا شدن، از هم پاشیدن
Bedeutungen
1
N/A
شکل مصدری با zu فعل auseinanderfließen، به معنای جدا شدن یا پراکنده شدن اجزای یک کل، به ویژه در مورد مایعات یا گازها که به طور طبیعی از هم دور میشوند. این کاربرد بسیار نادر و بیشتر ادبی است.
- Es ist schwer zu verhindern, dass die beiden Flüssigkeiten auseinanderzufließen beginnen.جلوگیری از شروع جدا شدن دو مایع از یکدیگر دشوار است.
- Die Wissenschaftler untersuchten die Tendenz der Partikel, auseinanderzufließen.دانشمندان تمایل ذرات به پراکنده شدن را بررسی کردند.