auseinanderzureißen
از هم پاره کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
شکل مصدری با 'zu' فعل 'auseinanderreißen' که برای بیان هدف یا نتیجه در جملات پیچیده به کار میرود، به معنای پاره کردن یا از هم جدا کردن چیزی با خشونت یا شدت زیاد.
- Es ist schwer, eine so tief verwurzelte Feindschaft auseinanderzureißen.دشوار است که یک دشمنی این چنین ریشهدار را از هم گسیخت.
- Die Aufgabe bestand darin, die fehlerhaften Dokumente zu identifizieren und auseinanderzureißen.وظیفه شناسایی و پاره کردن اسناد معیوب بود.