ausfällig
تند، بیادبانه، توهینآمیز، برجسته، چشمگیر
Bedeutungen
1
به معنای تند، بیادبانه یا توهینآمیز در رفتار یا گفتار.
- Sein Verhalten war heute sehr ausfällig und unhöflich.رفتار او امروز بسیار تند و بیادبانه بود.
- Sie hat eine ausfällige Bemerkung gemacht, die alle verärgert hat.او یک اظهار نظر توهینآمیز کرد که همه را ناراحت کرد.
- Er wurde wegen seines ausfälligen Tons vom Lehrer ermahnt.او به خاطر لحن تندش توسط معلم توبیخ شد.
2
به معنای برجسته، چشمگیر، یا جلب توجه کننده (اغلب در مورد ظاهر یا ویژگیها).
- Sie trug ein ausfalliges Kleid, das alle Blicke auf sich zog.او لباسی چشمگیر پوشیده بود که همه نگاهها را به خود جلب کرد.
- Der Künstler ist für seinen ausfalligen Stil bekannt.این هنرمند به خاطر سبک برجستهاش شناخته شده است.
- Das Gebäude hat eine ausfallige Architektur.این ساختمان معماری چشمگیری دارد.