ausfällig

Aussprache: /ˈaʊsfɛlɪç/
Worttrennung: aus·fäl·lig
صفت

تند، بی‌ادبانه، توهین‌آمیز، برجسته، چشمگیر

Bedeutungen

1

به معنای تند، بی‌ادبانه یا توهین‌آمیز در رفتار یا گفتار.

  • Sein Verhalten war heute sehr ausfällig und unhöflich.رفتار او امروز بسیار تند و بی‌ادبانه بود.
  • Sie hat eine ausfällige Bemerkung gemacht, die alle verärgert hat.او یک اظهار نظر توهین‌آمیز کرد که همه را ناراحت کرد.
  • Er wurde wegen seines ausfälligen Tons vom Lehrer ermahnt.او به خاطر لحن تندش توسط معلم توبیخ شد.
2

به معنای برجسته، چشمگیر، یا جلب توجه کننده (اغلب در مورد ظاهر یا ویژگی‌ها).

  • Sie trug ein ausfalliges Kleid, das alle Blicke auf sich zog.او لباسی چشمگیر پوشیده بود که همه نگاه‌ها را به خود جلب کرد.
  • Der Künstler ist für seinen ausfalligen Stil bekannt.این هنرمند به خاطر سبک برجسته‌اش شناخته شده است.
  • Das Gebäude hat eine ausfallige Architektur.این ساختمان معماری چشمگیری دارد.