ausführbar

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌfyːrbaːr/
Worttrennung: aus·führ·bar
صفت

قابل اجرا، عملی، شدنی

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان آن را به طور عملی پیاده‌سازی کرد یا اجرا نمود؛ قابل اجرا بودن یک طرح یا ایده.

  • Der Plan ist theoretisch gut, aber ist er auch ausführbar?نقشه از نظر تئوری خوب است، اما آیا عملی است؟
  • Diese Technologie ist bereits ausführbar und wird bald eingesetzt.این فناوری در حال حاضر قابل اجرا است و به زودی به کار گرفته خواهد شد.
  • Wir müssen prüfen, ob die vorgeschlagenen Maßnahmen ausführbar sind.ما باید بررسی کنیم که آیا اقدامات پیشنهادی قابل اجرا هستند یا خیر.