فعل
لغو شدن، در دسترس نبودن، ریزش کردن
معانی و تعاریف ausfallen:
- لغو شدن، برگزار نشدن (وقتی چیزی برنامهریزی شده اتفاق نمیافتد)
- از کار افتادن، خراب شدن (وقتی یک ماشین یا سیستم دیگر کار نمیکند)
- از بین رفتن، کم شدن (مثلاً مو یا دندان)
- برجسته بودن، جلب توجه کردن (وقتی چیزی خاص یا غیرمعمول است)
جملات نمونه برای ausfallen:
Der Unterricht ist heute ausgefallen.
کلاس امروز لغو شد.
Wegen des schlechten Wetters ist das Konzert ausgefallen.
به دلیل آب و هوای بد، کنسرت لغو شد.
Der Strom ist ausgefallen.
برق قطع شد.