ausfassen
دریافت کردن، گرفتن (جریمه، حکم)
Beispiele
- Der Angeklagte ''fasste'' eine saftige Strafe ''aus.متهم جریمه سنگینی دریافت کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را (معمولاً پول یا مدرک) از جایی دریافت کردن یا برداشت کردن.
- Er muss noch sein Gehalt ausfassen.او هنوز باید حقوقش را دریافت کند.
- Sie hat die Fahrkarten am Schalter ausgefassen.او بلیطها را از باجه دریافت کرد.