ausfilzen

Aussprache: /ˈaʊsˌfɪltsən/
Wortzerlegung: aus·fil·zen
فعل

پر کردن (با موی اسب یا مواد مشابه)، اثاث‌کشی کردن؛ به شدت انتقاد کردن، به شدت سرزنش کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

به دقت جستجو کردن (معمولاً لباس یا جیب یک شخص) برای یافتن چیزی

  • Der Polizist filzte den Verdächtigen aus.پلیس مظنون را تفتیش کرد.
  • Sie mussten ihre Taschen am Flughafen ausfilzen lassen.آنها مجبور شدند کیف‌هایشان را در فرودگاه بازرسی کنند.