ausfolgen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌfɔlɡn̩/
Wortzerlegung: aus·fol·gen
فعل

تحویل دادن، ارائه کردن، دادن (رسمی)

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) ausfolgen

چیزی را به کسی تحویل دادن یا تسلیم کردن (معمولاً در زمینه قانونی یا رسمی)

  • Die Polizei musste den Verdächtigen dem Gericht ausfolgen.پلیس مجبور شد مظنون را به دادگاه تحویل دهد.
  • Der Kurier wird das Paket dem Empfänger ausfolgen.پیک بسته را به گیرنده تحویل خواهد داد.
2 jemanden (Akkusativ) ausfolgen

شخصی را به کشور یا مرجع دیگری استرداد کردن (در زمینه حقوق بین‌الملل)

  • Das Land weigerte sich, den gesuchten Kriminellen auszufolgen.آن کشور از استرداد مجرم تحت تعقیب خودداری کرد.
  • Es gab ein Abkommen, die Straftäter auszufolgen.توافقی برای استرداد مجرمان وجود داشت.