ausfrassen
قالبگیری کردند / تراشیدند (شکل صرف شده فعل ausfräßen)
Bedeutungen
1
Akkusativ
فرسایش یا خوردگی تدریجی و عمیق یک ماده (به ویژه فلزات یا سنگها) در اثر عوامل شیمیایی یا محیطی. (این شکل گذشته ساده 'ausfrassen' نادرست است و باید 'ausfraß' باشد)
- Die salzige Meeresluft hat die Metallteile der Brücke über die Jahrzehnte tief ausgefressen.هوای شور دریا در طول دههها قطعات فلزی پل را عمیقاً دچار خوردگی کرده است.
- Aggressive Säuren können das Gestein an den Rändern des Kraters langsam ausfräßen.اسیدهای تهاجمی میتوانند سنگهای لبههای دهانه آتشفشان را به آرامی فرسایش دهند.