ausfrassen

Aussprache: /ˈaʊsˌfrasn̩/
Wortzerlegung: aus·fras·sen
Wort

قالب‌گیری کردند / تراشیدند (شکل صرف شده فعل ausfräßen)

Bedeutungen

1 Akkusativ

فرسایش یا خوردگی تدریجی و عمیق یک ماده (به ویژه فلزات یا سنگ‌ها) در اثر عوامل شیمیایی یا محیطی. (این شکل گذشته ساده 'ausfrassen' نادرست است و باید 'ausfraß' باشد)

  • Die salzige Meeresluft hat die Metallteile der Brücke über die Jahrzehnte tief ausgefressen.هوای شور دریا در طول دهه‌ها قطعات فلزی پل را عمیقاً دچار خوردگی کرده است.
  • Aggressive Säuren können das Gestein an den Rändern des Kraters langsam ausfräßen.اسیدهای تهاجمی می‌توانند سنگ‌های لبه‌های دهانه آتشفشان را به آرامی فرسایش دهند.