ausfressen

Aussprache: /ˌaʊsˈfrɛsn̩/
Wortzerlegung: aus·fres·sen
فعل

تا ته خوردن ظرف، شیطنت/خرابکاری کردن، خورده شدن با اسید

Bedeutungen

1 Akkusativ

محتویات درون یک ظرف را با خوردن کاملاً خالی کردن

  • Die Mäuse haben die Schüssel komplett ausgefressen.موش‌ها ظرف را کاملاً خورده و خالی کردند.
2 Akkusativ (oft: was / Unsinn)

دست زدن به شیطنت، کار اشتباه یا خرابکاری (در مورد کودکان یا حیوانات)

  • Was hast du denn schon wieder ausgefressen?باز چه خرابکاری و شیطنتی کردی؟
3 Akkusativ

ایجاد سوراخ یا گودی بر اثر فرسایش یا واکنش شیمیایی اسید

  • Die Säure hat ein Loch in das Metall ausgefressen.اسید سوراخی در فلز ایجاد کرده است.