ausbrüten
روی تخم خوابیدن (جوجه درآوردن)، نقشهای شوم در سر پروراندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ausbrüten)
(تخم) را جوجه کشی کردن، روی تخم خوابیدن تا جوجه از آن بیرون بیاید.
- Die Henne brütet ihre Eier geduldig aus.مرغ با صبر روی تخمهایش میخوابد تا جوجه شوند.
- Der Vogel brütet die Eier für drei Wochen aus.پرنده به مدت سه هفته روی تخمها میخوابد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas ausbrüten)
(نقشه، ایده، معمولاً منفی) را در سر پروراندن، طرحریزی کردن در خفا.
- Was brütest du denn schon wieder für eine böse Absicht aus?باز چه نقشه شومی در سر داری؟
- Er brütete im Geheimen einen Plan zur Flucht aus.او در خفا نقشهای برای فرار طرحریزی میکرد.
3
Akkusativ (jemanden / etwas ausbrüten)
(بیماری) را نهفته داشتن، در بدن پرورش دادن قبل از ظهور علائم.
- Er hat die Grippe schon seit Tagen ausgebrütet, bevor er Fieber bekam.او روزها بود که سرما خورده بود، قبل از اینکه تب کند.
- Manche Viren brüten im Körper, bevor sie Symptome verursachen.برخی ویروسها قبل از ایجاد علائم در بدن نهفته میمانند.