ausgefranst
رشته رشته شده، نخنما شده، لبهدار
Bedeutungen
1
لبه یا کناره چیزی که به دلیل ساییدگی یا پارگی، رشتههای آن از هم جدا شده و ظاهر نامرتبی پیدا کرده است.
- Der Saum meiner alten Jeans ist schon ganz ausgefranst.لبه شلوار جین کهنهام کاملاً نخنما شده است.
- Nach dem Waschen waren die Ränder des Handtuchs ausgefranst.پس از شستشو، لبههای حوله رشته رشته شده بودند.
- Vorsicht, das Seil ist an einer Stelle ausgefranst und könnte reißen.مراقب باش، طناب در جایی رشته رشته شده و ممکن است پاره شود.