ausgießen
خالی کردن (مایعات)، ریختن
Beispiele
- Statt das Wasser in der Toilette ''auszugießen'', hättest du damit die Blumen auf dem Balkon gießen können.به جای اینکه آب را در توالت خالی کنی، میتوانستی با آن گلهای روی بالکن را آب بدهی.
- Wenn Luther Witz und Hohn ''ausgießt'', lässt er dies wirklich gern auch über sich selbst ergehen. Er gehörte nicht zu denen, die sich selbst wichtig nehmen.وقتی لوتر طنز و تمسخر را به کار میبرد، واقعاً دوست دارد که این کار را حتی در مورد خودش هم انجام دهد. او از کسانی نبود که خودشان را زیاد جدی میگرفتند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مایعی را از ظرفی به بیرون ریختن یا خالی کردن
- Bitte gieß das schmutzige Wasser aus.لطفاً آب کثیف را خالی کن.
- Sie gießt den Kaffee in die Tassen aus.او قهوه را در فنجانها میریزد.
2
sich + bei + Dativ
احساسات یا دل خود را خالی کردن، درد دل کردن (معمولاً به صورت انعکاسی: sich ausgießen)
- Sie goss sich bei ihrer besten Freundin aus.او نزد بهترین دوستش درد دل کرد.
- Er musste sich nach dem Streit bei jemandem ausgießen.او مجبور بود بعد از دعوا نزد کسی درد دل کند.
3
Akkusativ
ظرفی را کاملاً خالی کردن (از محتویات)؛ یا چیزی را به طور کامل ریختن
- Der Gärtner goss die Gießkanne komplett aus.باغبان آبپاش را کاملاً خالی کرد.
- Er goss den Rest des Weines in den Abfluss aus.او باقیمانده شراب را در فاضلاب ریخت.