aushelfen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌhɛlfn̩/
Wortzerlegung: aus·hel·fen
فعل

کمک موقت کردن، جور کسی را کشیدن، مشکل مالی مقطعی را حل کردن

Bedeutungen

1 Dativ + mit + Dativ / (in + Dativ)

جایگزین کسی شدن یا به صورت اضطراری/موقتی به کسی کمک رساندن

  • Er hilft diese Woche im Restaurant aus, weil ein Kellner krank ist.او این هفته در رستوران کمک می‌کند (جایگزین شده)، چون یکی از گارسون‌ها بیمار است.
  • Könntest du mir kurz mit etwas Kleingeld aushelfen?می‌توانی کمی پول خرد به من قرض بدهی تا کارم راه بیفتد؟