ausgeklügelt
هوشمندانه طراحی شده، بسیار دقیق، پیچیده
Bedeutungen
1
با دقت و هوشمندی زیاد طراحی یا ساخته شده؛ پیچیده و دارای جزئیات دقیق.
- Das ist ein sehr ausgeklügeltes System zur Datenverschlüsselung.این یک سیستم بسیار هوشمندانه برای رمزگذاری دادهها است.
- Er hat einen ausgeklügelten Plan entwickelt, um das Problem zu lösen.او یک نقشه پیچیده برای حل مشکل طراحی کرده است.
- Die Mechanik der Uhr ist erstaunlich ausgeklügelt.مکانیزم این ساعت به طرز شگفتانگیزی دقیق و پیچیده است.