ausgeklügelt

Aussprache: /ˈaʊ̯sɡəˌklyːɡl̩t/
Worttrennung: aus·ge·klü·gelt
صفت

هوشمندانه طراحی شده، بسیار دقیق، پیچیده

Bedeutungen

1

با دقت و هوشمندی زیاد طراحی یا ساخته شده؛ پیچیده و دارای جزئیات دقیق.

  • Das ist ein sehr ausgeklügeltes System zur Datenverschlüsselung.این یک سیستم بسیار هوشمندانه برای رمزگذاری داده‌ها است.
  • Er hat einen ausgeklügelten Plan entwickelt, um das Problem zu lösen.او یک نقشه پیچیده برای حل مشکل طراحی کرده است.
  • Die Mechanik der Uhr ist erstaunlich ausgeklügelt.مکانیزم این ساعت به طرز شگفت‌انگیزی دقیق و پیچیده است.