ausgekocht

Aussprache: /ˈaʊ̯sɡəˌkɔxt/
Worttrennung: aus·ge·kocht
صفت

رند، زیرک، حقه باز، باتجربه و مکار، حیله‌گر

Bedeutungen

1

بسیار زیرک و باتجربه، اغلب با استفاده از حیله و فریب برای رسیدن به اهداف خود.

  • Er ist ein ausgekochter Geschäftsmann, der immer einen Vorteil sucht.او یک تاجر رند است که همیشه به دنبال منفعت است.
  • Sei vorsichtig, er ist sehr ausgekocht und versucht dich zu täuschen.مراقب باش، او بسیار حیله‌گر است و سعی می‌کند تو را فریب دهد.
  • Die ausgekochte Strategie des Gegners überraschte uns.استراتژی زیرکانه حریف ما را غافلگیر کرد.
2

کسی که تجربه زیادی در زندگی دارد و از این تجربه برای رسیدن به مقاصد خود استفاده می‌کند، گاهی با کمی بدجنسی.

  • Nach vielen Jahren im Geschäft ist er ein wirklich ausgekochter Mann.پس از سال‌ها فعالیت در تجارت، او مردی واقعاً باتجربه و زیرک است.
  • Er hat schon viele Tricks auf Lager, dieser ausgekochte Kerl.او حقه های زیادی بلد است، این مرد زیرک.
  • Ihre ausgekochte Art, Probleme zu lösen, war manchmal bewundernswert.روش زیرکانه او برای حل مشکلات گاهی قابل تحسین بود.