ausleeren
خالی کردن (محتویات یک ظرف)
Beispiele
- Schafzüchter und Milchbauern auf Sardinien haben aus Protest Milch ''ausgeleert.'' Sie fordern höhere Milchpreise.چوپانان و دامداران ساردینیا در اعتراض شیر را خالی کردند. آنها خواهان قیمت بالاتر شیر هستند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از محتویاتش خالی کردن، تخلیه کردن
- Ich muss den Mülleimer ausleeren.من باید سطل زباله را خالی کنم.
- Sie hat die Schublade ausgeleert, um sie zu putzen.او کشو را خالی کرد تا آن را تمیز کند.