ausgelutscht

Aussprache: /ˈaʊ̯sɡəˌlʊtʃt/
Worttrennung: aus·ge·lutscht
صفت

مکیده شده، بی‌مزه، خسته و بی‌حال

Bedeutungen

1

به چیزی که طعم و مزه خود را از دست داده (مانند آبنبات مکیده شده) یا به کسی که بسیار خسته، بی‌حال و فاقد انرژی است.

  • Nach dem langen Lauf fühlte er sich völlig ausgelutscht.بعد از دویدن طولانی، او کاملاً احساس خستگی و بی‌حالی می‌کرد.
  • Diese Witze sind doch schon längst ausgelutscht.این جوک‌ها دیگر مدت‌هاست که نخ‌نما شده‌اند (بی‌مزه شده‌اند).
  • Der Akku des Handys ist fast ausgelutscht.باتری موبایل تقریباً خالی شده است.