ausraufen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʁaʊ̯fn̩/
Wortzerlegung: aus·rau·fen
فعل

از ریشه کندن، بیرون کشیدن (به خصوص علف هرز)، مو کندن (از شدت ناراحتی)

Beispiele

  • Und es begab sich, dass er am Sabbat durch die Kornfelder ging, und seine Jünger fingen an, während sie gingen, Ähren ''auszuraufen.و چنین شد که او در روز سبت از میان کشتزارها می‌گذشت، و شاگردانش در حالی که می‌رفتند، شروع به کندن خوشه‌ها کردند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را کندن، از ریشه درآوردن (مو، علف هرز)

  • Sie hat sich vor Wut die Haare ausgerauft.او از عصبانیت موهایش را کند.
  • Ich muss das Unkraut im Garten ausraufen.من باید علف‌های هرز باغ را بکنم.
2 sich (Akkusativ)

با هم دعوا کردن و به نتیجه رسیدن، اختلافات را حل کردن (معمولاً بعد از دعوا)

  • Die beiden Brüder haben sich nach dem Streit wieder ausgerauft.دو برادر بعد از دعوا دوباره با هم کنار آمدند (اختلافاتشان را حل کردند).
  • Manchmal muss man sich einfach ausraufen, um weiterzukommen.گاهی اوقات باید فقط با هم کنار آمد تا پیشرفت کرد.