ausreifen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌraɪ̯fn̩/
Wortzerlegung: aus·rei·fen
فعل

رسیدن کامل (میوه، انگور)، به بلوغ رسیدن، کامل شدن

Beispiele

  • Die Weine sind schwach im Bouquet und relativ neutral. Daher ist ihr Wert in Gebieten, in denen der Müller-Thurgau gut ''ausreift,'' umstritten.شراب‌ها در عطر ضعیف و نسبتاً خنثی هستند. بنابراین ارزش آنها در مناطقی که مولر-تورگائو به خوبی "می‌رسد"، مورد بحث است.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

(میوه، محصول) کاملاً رسیدن، بالغ شدن

  • Die Äpfel müssen noch ausreifen, bevor wir sie ernten können.سیب‌ها باید هنوز کاملاً برسند، قبل از اینکه بتوانیم آن‌ها را برداشت کنیم.
  • Der Wein ist in den Fässern ausgereift.شراب در بشکه‌ها به کمال رسید.
2 بدون مفعول

(ایده، طرح، شخصیت) کامل شدن، پخته شدن، به بلوغ رسیدن

  • Seine Pläne sind noch nicht ganz ausgereift.برنامه‌های او هنوز کاملاً پخته نشده‌اند.
  • Eine gute Idee braucht Zeit, um auszureifen.یک ایده خوب برای کامل شدن به زمان نیاز دارد.