ausschöpfen
خالی کردن (مایعات)، به طور کامل استفاده کردن، به حداکثر رساندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (مایع یا ظرف)
خارج کردن آب یا مایع با وسیلهای (مانند سطل یا کفگیر) از ظرف یا منبع.
- Wir mussten das Wasser aus dem überfluteten Keller ausschöpfen.ما مجبور بودیم آب را از زیرزمین سیلزده بیرون بکشیم.
- Er schöpfte die restliche Suppe aus dem Topf aus.او بقیه سوپ را از قابلمه بیرون کشید.
2
Akkusativ (منابع، فرصتها، امکانات)
به طور کامل از منابع، فرصتها، امکانات یا تواناییها بهرهبرداری کردن یا استفاده کردن.
- Wir müssen die vorhandenen Ressourcen voll ausschöpfen.ما باید از منابع موجود به طور کامل استفاده کنیم.
- Sie hat ihr Potenzial im Studium voll ausgeschöpft.او از پتانسیل خود در تحصیل به طور کامل بهره برد.
3
Akkusativ (صبر، توان، منابع)
چیزی را تا انتها مصرف کردن یا تمام کردن (مانند صبر، توان، یا منابع).
- Meine Geduld ist jetzt ausgeschöpft.صبر من اکنون به پایان رسیده است.
- Nach dem langen Marsch waren ihre Kräfte völlig ausgeschöpft.پس از پیادهروی طولانی، نیروهای او کاملاً تحلیل رفته بود.