ausschöpfen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʃœpfn̩/
Worttrennung: aus·schöp·fen
فعل

خالی کردن (مایعات)، به طور کامل استفاده کردن، به حداکثر رساندن

Bedeutungen

1 Akkusativ (مایع یا ظرف)

خارج کردن آب یا مایع با وسیله‌ای (مانند سطل یا کفگیر) از ظرف یا منبع.

  • Wir mussten das Wasser aus dem überfluteten Keller ausschöpfen.ما مجبور بودیم آب را از زیرزمین سیل‌زده بیرون بکشیم.
  • Er schöpfte die restliche Suppe aus dem Topf aus.او بقیه سوپ را از قابلمه بیرون کشید.
2 Akkusativ (منابع، فرصت‌ها، امکانات)

به طور کامل از منابع، فرصت‌ها، امکانات یا توانایی‌ها بهره‌برداری کردن یا استفاده کردن.

  • Wir müssen die vorhandenen Ressourcen voll ausschöpfen.ما باید از منابع موجود به طور کامل استفاده کنیم.
  • Sie hat ihr Potenzial im Studium voll ausgeschöpft.او از پتانسیل خود در تحصیل به طور کامل بهره برد.
3 Akkusativ (صبر، توان، منابع)

چیزی را تا انتها مصرف کردن یا تمام کردن (مانند صبر، توان، یا منابع).

  • Meine Geduld ist jetzt ausgeschöpft.صبر من اکنون به پایان رسیده است.
  • Nach dem langen Marsch waren ihre Kräfte völlig ausgeschöpft.پس از پیاده‌روی طولانی، نیروهای او کاملاً تحلیل رفته بود.