ausgestreckten
کشیده شده، دراز شده
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور کامل به جلو یا به طرفین کشیده شده؛ اغلب برای توصیف وضعیت بدن، اندامها یا اشیاء به کار میرود.
- Mit ausgestreckten Armen versuchte er, das Gleichgewicht auf dem schmalen Grat zu halten.او با دستهای کشیده سعی کرد تعادل خود را روی صخره باریک حفظ کند.
- Die ausgestreckten Zweige des alten Baumes bildeten ein dichtes Blätterdach über dem Garten.شاخههای کشیده درخت کهنسال، سایبانی انبوه بر فراز باغ ایجاد کرده بودند.