Partizip II
تبادل شده، تعویض شده
معانی و تعاریف ausgetauscht:
- مبادله کردن یا جایگزین کردن چیزی با چیزی دیگر، به ویژه در زمینههای تخصصی یا رسمی مانند تبادل ارز، اطلاعات یا قطعات فنی.
- در زمینه روابط انسانی، به معنای تبادل عمیق افکار، احساسات یا تجربیات با فردی دیگر.
جملات نمونه برای ausgetauscht:
Die beiden Staaten haben ihre Währungen ausgetauscht, um den Handel zu erleichtern.
دو کشور برای تسهیل تجارت، ارزهای خود را مبادله کردند.
Es ist unerlässlich, die veralteten Komponenten gegen modernere auszutauschen.
ضروری است که قطعات قدیمی با قطعات مدرنتر جایگزین شوند.
Nach dem intensiven Gespräch konnten sie endlich ihre tiefsten Ängste miteinander austauschen.
پس از گفتگوی فشرده، آنها سرانجام توانستند عمیقترین ترسهای خود را با یکدیگر در میان بگذارند.