ausgetreten
پاخورده، فرسوده و کهنه (پله/کفش)؛ خاموششده (آتش با پا)
Beispiele
- Über das schon ''ausgetretene'' Feuer kippte er noch einen Eimer Wasser.او روی آتشِ با پا خاموششده یک سطل آب ریخت تا اخگرها هم خاموش شوند.
- Mit diesen ''ausgetretenen'' Schuhen kann ich nicht zum Vorstellungsgespräch gehen.با این کفشهای پاخورده و فرسوده نمیتوانم به مصاحبه شغلی بروم.
- Er ging die schmale, ''ausgetretene'' Treppe hinauf.او از پلههای باریک و پاخورده بالا رفت تا به اتاقک زیر سقف رسید.
Bedeutungen
1
attributiv oder prädikativ
(درباره کفش، پله یا مسیر) فرسوده، گودشده یا سابیدهشده در اثر تردد زیاد و پا خوردن مداوم.
- Die hölzerne Treppe war alt und ausgetreten.پلههای چوبی قدیمی و پاخورده بودند.
- Er trug ein Paar ausgetretene Lederschuhe.او یک جفت کفش چرمی پاخورده/کهنه به پا داشت.
2
attributiv oder prädikativ
(درباره آتش، سیگار یا اخگر) آتشی که با لگد کردن یا کوبیدن پا خاموش شده است.
- Die ausgetretene Zigarette lag auf dem Boden.سیگارِ خاموششده (با پا) روی زمین افتاده بود.
3
attributiv (ausgetretene Pfade verfassen / verlassen)
(مجازی - در اصطلاح ausgetretene Pfade) راهها، روشها یا الگوهای تکراری و نخنماشده.
- Sie wollte ausgetretene Pfade verlassen und etwas Neues ausprobieren.او میخواست از مسیرهای نخنما و تکراری خارج شود و کار جدیدی را امتحان کند.