auswickeln
باز کردن (بسته، لفافه)، از لفافه درآوردن، باز کردن (پوشک)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از بستهبندی یا لفاف آن خارج کردن، باز کردن.
- Sie wickelte das Geschenk vorsichtig aus.او هدیه را با دقت باز کرد.
- Bitte wickeln Sie die zerbrechlichen Gegenstände langsam aus.لطفاً اشیاء شکستنی را به آرامی باز کنید.
2
sich auswickeln
خود را از یک وضعیت دشوار یا پیچیده رها کردن.
- Er konnte sich aus der schwierigen Situation auswickeln.او توانست خود را از وضعیت دشوار رها کند.
- Es war nicht leicht, sich aus den Verpflichtungen auszuwickeln.رهایی از تعهدات آسان نبود.