صفت
متعادل، موزون، سنجیده، منطقی و همهجانبه
معانی و تعاریف ausgewogen:
- (درباره رژیم غذایی، برنامه، هارمونی هنر یا ترکیب) دارای تعادل و هماهنگی کامل بین تمام اجزا، بدون افراط و تفریط.
- (درباره تصمیم، گزارش، قضاوت یا سیاست) سنجیده، منصفانه و بدون جانبداری که تمام جنبهها و دیدگاهها را متوازن در نظر میگیرد.
جملات نمونه برای ausgewogen:
Den ''ausgewogensten'' Eindruck machten im Gemälde die grünen Farbtöne.
متعادلترین و موزونترین حس و جلوه را سایههای رنگ سبز در نقاشی ایجاد میکردند.
Die Jury traf eine ''ausgewogene'' Entscheidung, die alle Aspekte berücksichtigte.
هیئت داوران تصمیمی سنجیده گرفت که تمامی جنبهها را در نظر داشت.
Eine ausgewogene Ernährung ist entscheidend für die Gesundheit.
تغذیه متعادل برای سلامتی حیاتی است.