ausgräten
استخوانهای ماهی را جدا کردن
Beispiele
- Wie ''gräte'' ich einen Hecht perfekt ''aus?چگونه یک اردک ماهی را به طور کامل استخوان جدا کنم؟
Bedeutungen
1
etwas + Akkusativ
استخوانهای ماهی را جدا کردن، ماهی را فیله کردن
- Der Koch muss den Fisch vor dem Braten ausgräten.آشپز باید قبل از سرخ کردن، استخوانهای ماهی را جدا کند.
- Es ist mühsam, kleine Fische auszugräten.جدا کردن استخوان ماهیهای کوچک دشوار است.