aushöhlen
تُهی کردن، حفره کندن، از درون خالی کردن
Beispiele
- Er legte sich in ein Loch, das der Wind im trockenen Sande nicht weit vom Ufer ''ausgehöhlt hatte,'' hüllte den Kopf in den Mantel und schlief bald ein.او در حفرهای که باد در ماسه خشک نزدیک ساحل کنده بود، دراز کشید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
داخل چیزی را خالی کردن، حفرهای در آن ایجاد کردن
- Er höhlte den Kürbis für Halloween aus.او کدو تنبل را برای هالووین خالی کرد.
- Die Spechte höhlen Bäume aus, um Nester zu bauen.دارکوبها درختان را خالی میکنند تا لانه بسازند.
2
Akkusativ
چیزی را از درون تضعیف کردن، اساس یا اعتبار آن را از بین بردن (مجازی)
- Die ständige Kritik höhlte sein Selbstvertrauen aus.انتقاد مداوم اعتماد به نفس او را تضعیف کرد.
- Korruption kann die Grundlagen einer Gesellschaft aushöhlen.فساد میتواند پایههای یک جامعه را تضعیف کند.