aushecken

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌhɛkn̩/
Wortzerlegung: aus·he·cken
فعل

طراحی کردن، نقشه کشیدن، در سر پروراندن

Beispiele

  • Stefan Raab hat eine neue Show ''ausgeheckt.استفان راب یک برنامه جدید طراحی کرده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas)

(معمولاً در مورد نقشه‌ها یا ایده‌های پیچیده و گاهی اوقات شیطنت‌آمیز) طرح‌ریزی کردن، نقشه‌ای کشیدن.

  • Die Kinder haben einen Streich ausgeheckt.بچه‌ها یک شوخی (شیطنت) طرح‌ریزی کرده‌اند.
  • Er hat einen genialen Plan ausgeheckt, um das Problem zu lösen.او یک نقشه هوشمندانه برای حل مشکل طرح‌ریزی کرده است.
2 Akkusativ (etwas)

(با بار منفی) توطئه چیدن، دسیسه کردن.

  • Sie haben eine Verschwörung gegen den König ausgeheckt.آنها یک توطئه علیه پادشاه چیده‌اند.
  • Wer hat diese Intrige ausgeheckt?چه کسی این دسیسه را چیده است؟