aushecken
طراحی کردن، نقشه کشیدن، در سر پروراندن
Beispiele
- Stefan Raab hat eine neue Show ''ausgeheckt.استفان راب یک برنامه جدید طراحی کرده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas)
(معمولاً در مورد نقشهها یا ایدههای پیچیده و گاهی اوقات شیطنتآمیز) طرحریزی کردن، نقشهای کشیدن.
- Die Kinder haben einen Streich ausgeheckt.بچهها یک شوخی (شیطنت) طرحریزی کردهاند.
- Er hat einen genialen Plan ausgeheckt, um das Problem zu lösen.او یک نقشه هوشمندانه برای حل مشکل طرحریزی کرده است.
2
Akkusativ (etwas)
(با بار منفی) توطئه چیدن، دسیسه کردن.
- Sie haben eine Verschwörung gegen den König ausgeheckt.آنها یک توطئه علیه پادشاه چیدهاند.
- Wer hat diese Intrige ausgeheckt?چه کسی این دسیسه را چیده است؟