ausherschliefen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌhɛʁˌʃliːfn̩/
Wortzerlegung: aus·her·schlie·fen
فعل

بیرون خزیدن، بیرون لغزیدن

Beispiele

  • Die Frau, die dort im Föisn liegt, auf aram stoanern Sofa, wia sa si in sei Muidn schmiegt, moanst, sie waar ''aussagschloffaزنی که آنجا در صخره خوابیده، روی یک مبل سنگی، همانطور که خود را در گودی آن جای می‌دهد، فکر می‌کنی که او بیرون خزیده است.

Bedeutungen

1 ohne Angabe

گذراندن وقت به بطالت، ولگردی یا بی‌کاری؛ اغلب با اشاره به دوره‌ای از زندگی که فرد هدفی مشخص ندارد و وقت خود را صرف فعالیت‌های بی‌ثمر می‌کند.

  • Nach dem Studium schlief er jahrelang gedankenlos einher, ohne eine klare berufliche Richtung zu finden.پس از تحصیل، او سال‌ها بی‌فکر به ولگردی گذراند، بدون اینکه مسیر شغلی مشخصی پیدا کند.
  • Die Jugend in dieser Stadt scheint oft ziellos herumzuschlendern und ihre Zeit mit Nichtstun einzuschlafen.به نظر می‌رسد جوانان این شهر اغلب بی‌هدف پرسه می‌زنند و وقت خود را با بیکاری تلف می‌کنند.