ausholen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌhoːln̩/
Wortzerlegung: aus·ho·len
فعل

دست را برای ضربه عقب کشیدن، مقدمه‌چینی طولانی کردن

Bedeutungen

1 zum Schlag / mit etwas (Dativ) ausholen

دست، بازو یا چوب را قبل از ضربه زدن یا پرتاب به عقب کشیدن

  • Der Boxer holte zum Schlag aus.بوکسور برای ضربه زدن دستش را عقب کشید.
  • Sie holte mit dem Schläger aus, um den Ball zu treffen.او راکت را عقب کشید تا به توپ ضربه بزند.
2 weit/weitgreifend ausholen

برای شروع توضیح یک موضوع، از خیلی دور شروع کردن و مقدمه‌چینی مفصل داشتن

  • Er holte weit aus, bevor er zum eigentlichen Thema kam.او قبل از اینکه به موضوع اصلی برسد، مقدمه چینی طولانی کرد.
  • Manchmal muss man ausholen, um die ganze Geschichte zu erzählen.گاهی اوقات باید از دور شروع کرد تا کل داستان را تعریف کرد.