ausholen
دست را برای ضربه عقب کشیدن، مقدمهچینی طولانی کردن
Bedeutungen
1
zum Schlag / mit etwas (Dativ) ausholen
دست، بازو یا چوب را قبل از ضربه زدن یا پرتاب به عقب کشیدن
- Der Boxer holte zum Schlag aus.بوکسور برای ضربه زدن دستش را عقب کشید.
- Sie holte mit dem Schläger aus, um den Ball zu treffen.او راکت را عقب کشید تا به توپ ضربه بزند.
2
weit/weitgreifend ausholen
برای شروع توضیح یک موضوع، از خیلی دور شروع کردن و مقدمهچینی مفصل داشتن
- Er holte weit aus, bevor er zum eigentlichen Thema kam.او قبل از اینکه به موضوع اصلی برسد، مقدمه چینی طولانی کرد.
- Manchmal muss man ausholen, um die ganze Geschichte zu erzählen.گاهی اوقات باید از دور شروع کرد تا کل داستان را تعریف کرد.