ausholzen
قطع کردن درختان (یک منطقه)، جنگلزدایی کردن
Beispiele
- Es war einmal ein Pflanzer in Indien, der wollte einen Wald ''ausholzen'', um eine Kaffeeplantage anzulegen.روزی روزگاری در هند یک کشتکار بود که میخواست جنگلی را برای ایجاد یک مزرعه قهوه «قطع کند».
Bedeutungen
1
Akkusativ
درختان یک جنگل یا منطقه را قطع کردن یا تنک کردن برای چوب یا ایجاد فضا.
- Der Förster muss den Wald ausholzen, um Platz für neue Bäume zu schaffen.جنگلبان باید جنگل را تنک کند تا فضایی برای درختان جدید ایجاد شود.
- Sie haben das Grundstück ausgeholzt, bevor sie mit dem Bau begonnen haben.آنها قبل از شروع ساخت و ساز، زمین را از درختان پاک کردند.