auskennen
وارد بودن، بلد بودن، سر در آوردن، آشنا بودن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) mit + Dativ / in + Dativ auskennen
در مورد یک مکان یا یک موضوع علمی/فنی دانش و تجربه کافی داشتن و مسلط بودن
- Er kennt sich gut mit Computern aus.او در زمینه کامپیوتر کاملاً وارد است.
- Kennen Sie sich hier in der Stadt aus?آیا شما با این شهر آشنایی کامل دارید (بلد هستید)؟