auskennen

Aussprache: /ˈaʊ̯skɛnən/
Wortzerlegung: aus·ken·nen
فعل

وارد بودن، بلد بودن، سر در آوردن، آشنا بودن

Bedeutungen

1 sich (Akkusativ) mit + Dativ / in + Dativ auskennen

در مورد یک مکان یا یک موضوع علمی/فنی دانش و تجربه کافی داشتن و مسلط بودن

  • Er kennt sich gut mit Computern aus.او در زمینه کامپیوتر کاملاً وارد است.
  • Kennen Sie sich hier in der Stadt aus?آیا شما با این شهر آشنایی کامل دارید (بلد هستید)؟