auskernen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌkɛʁnən/
Wortzerlegung: aus·ker·nen
فعل

هسته جدا کردن (میوه)، بازسازی کردن (ساختمان)

Beispiele

  • Kaum sind sie hier in der Fabrik angekommen, so machen sich einige hundert Mädchen behend an die Arbeit, um die Kirschen ''auszukernen,'' da man den Maraschino nurبه محض اینکه اینجا در کارخانه می‌رسند، چند صد دختر با چابکی شروع به جدا کردن هسته گیلاس‌ها می‌کنند، زیرا فقط از آن برای تهیه ماراشینو استفاده می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

هسته یا مغز میوه یا سبزیجات را خارج کردن.

  • Bevor du die Äpfel bäckst, musst du sie auskernen.قبل از اینکه سیب‌ها را بپزی، باید هسته‌شان را بگیری.
  • Sie kernt die Kirschen für den Kuchen aus.او گیلاس‌ها را برای کیک هسته می‌گیرد.
2 Akkusativ

(مجازی یا فنی) چیزی را از داخل خالی کردن یا بخش اصلی آن را استخراج کردن.

  • Man muss das Problem auskernen, um eine Lösung zu finden.برای یافتن راه‌حل باید مشکل را ریشه‌یابی کرد (مغز مشکل را بیرون کشید).
  • Das Team hat die alten Daten ausgekernt, um wichtige Informationen zu gewinnen.تیم داده‌های قدیمی را استخراج کرد تا اطلاعات مهمی به دست آورد.