ausklopfen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌklɔpfn̩/
Wortzerlegung: aus·klop·fen
فعل

تکاندن (برای تمیز کردن)، بیرون ریختن با ضربه

Beispiele

  • Nach der Verwendung reicht es in der Regel den Beutel einfach gut ''auszuklopfen'' und trocken aufzubewahren.پس از استفاده، معمولاً کافی است کیسه را خوب تکان دهید و خشک نگه دارید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با ضربه زدن تمیز کردن یا گرد و غبارش را گرفتن (مانند فرش یا بالش).

  • Sie klopft den Teppich im Hof aus.او فرش را در حیاط می‌تکاند (گرد و غبارش را می‌گیرد).
  • Er hat seine Jacke vor der Tür ausgeklopft.او کتش را جلوی در تکاند.