ausklopfen
تکاندن (برای تمیز کردن)، بیرون ریختن با ضربه
Beispiele
- Nach der Verwendung reicht es in der Regel den Beutel einfach gut ''auszuklopfen'' und trocken aufzubewahren.پس از استفاده، معمولاً کافی است کیسه را خوب تکان دهید و خشک نگه دارید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با ضربه زدن تمیز کردن یا گرد و غبارش را گرفتن (مانند فرش یا بالش).
- Sie klopft den Teppich im Hof aus.او فرش را در حیاط میتکاند (گرد و غبارش را میگیرد).
- Er hat seine Jacke vor der Tür ausgeklopft.او کتش را جلوی در تکاند.