فعل
جوشاندن (برای استخراج)، پختن (برای استخراج)
معانی و تعاریف auskochen:
- چیزی را با جوشاندن کامل تمیز یا استریل کردن.
- با جوشاندن، عصاره یا مادهای را از چیزی استخراج کردن.
جملات نمونه برای auskochen:
Ich ''kochte'' die Knochen ''aus,'' um das Gelee zu gewinnen.
من استخوانها را جوشاندم تا ژله به دست آورم.
Was habt ihr jetzt schon wieder ''ausgekocht?'' Ihr sollt Schularbeiten machen und keine Pläne schmieden!
دیگر چه نقشهای کشیدهاید؟ باید مشقهایتان را بنویسید و نه اینکه نقشه بکشید!
Man muss Babyflaschen regelmäßig auskochen.
باید شیشههای شیر نوزاد را به طور منظم جوشاند (استریل کرد).