auskommen
سر کردن، کنار آمدن، بدون چیزی ساختن
Bedeutungen
1
mit + Dativ
با مقدار مشخصی پول یا منابع سر کردن و مدیریت داشتن
- Er kommt mit seinem Gehalt gut aus.او با حقوقش خوب سر میکند.
- Werden wir mit dem Wasser auskommen?آیا این میزان آب برایمان کافی خواهد بود؟
2
mit + Dativ
با اشخاص رابطه خوبی داشتن و کنار آمدن
- Ich komme mit meinen neuen Kollegen gut aus.من با همکاران جدیدم خوب کنار میآیم.
- Sie kommen nicht miteinander aus.آنها با یکدیگر کنار نمیآیند.
3
ohne + Akkusativ
بدون نیاز به چیزی یا کسی سر کردن
- Wir müssen eine Woche ohne Internet auskommen.ما باید یک هفته بدون اینترنت سر کنیم.
- Kannst du ohne Hilfe auskommen?میتوانی بدون کمک کار را پیش ببری؟