auskommen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌkɔmən/
Wortzerlegung: aus·kom·men
فعل

سر کردن، کنار آمدن، بدون چیزی ساختن

Bedeutungen

1 mit + Dativ

با مقدار مشخصی پول یا منابع سر کردن و مدیریت داشتن

  • Er kommt mit seinem Gehalt gut aus.او با حقوقش خوب سر می‌کند.
  • Werden wir mit dem Wasser auskommen?آیا این میزان آب برایمان کافی خواهد بود؟
2 mit + Dativ

با اشخاص رابطه خوبی داشتن و کنار آمدن

  • Ich komme mit meinen neuen Kollegen gut aus.من با همکاران جدیدم خوب کنار می‌آیم.
  • Sie kommen nicht miteinander aus.آن‌ها با یکدیگر کنار نمی‌آیند.
3 ohne + Akkusativ

بدون نیاز به چیزی یا کسی سر کردن

  • Wir müssen eine Woche ohne Internet auskommen.ما باید یک هفته بدون اینترنت سر کنیم.
  • Kannst du ohne Hilfe auskommen?می‌توانی بدون کمک کار را پیش ببری؟