auskommen
کفایت کردن، سر کردن (با چیزی)
Beispiele
- Mit den Getränken werden wir das Wochenende ''auskommen.با این نوشیدنیها برای آخر هفته کفایت میکنیم.
- Bei diesen Versandhauspreisen wirst du nie mit deinem Geld ''auskommen.با این قیمتهای فروشگاههای پستی، تو هرگز با پولت سر نخواهی کرد.
- Mein einziger Sport-BH ist kaputt, und da die Dessous-Geschäfte momentan geschlossen haben und der Versandhandel nicht liefert, werde ich auch in Zukunft ohne ''auskommen'' müssen.سوتین ورزشی من خراب شده است و از آنجایی که فروشگاههای لباس زیر فعلاً بستهاند و فروشگاههای پستی هم ارسال ندارند، در آینده هم باید بدون آن سر کنم.
Bedeutungen
1
mit + Dativ
با چیزی یا کسی کنار آمدن، از پس چیزی برآمدن، مدیریت کردن.
- Er kommt mit seinem Gehalt gut aus.او با حقوقش خوب سر میکند.
- Ich komme mit meinen neuen Kollegen gut aus.من با همکاران جدیدم خوب کنار میآیم.
2
ohne + Akkusativ
بدون چیزی یا کسی سر کردن، از پس کاری بدون کمک برآمدن.
- Wir müssen eine Woche ohne Internet auskommen.ما باید یک هفته بدون اینترنت سر کنیم.
- Kannst du ohne mich auskommen?میتوانی بدون من از پس کارها برآیی؟
3
(ohne Präposition)
(نادر) فاش شدن، منتشر شدن (مثلاً یک راز، یک کتاب).
- Die Wahrheit ist endlich ausgekommen.حقیقت بالاخره فاش شد.
- Das neue Buch ist letzte Woche ausgekommen.کتاب جدید هفته گذشته منتشر شد.