auskosten

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌkɔstn̩/
Wortzerlegung: aus·kos·ten
فعل

نهایت لذت را بردن، تا قطره آخر چشیدن/تجربه کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

از یک لحظه، پیروزی، تجربه یا فرصت به طور کامل و تا انتها با تمام وجود لذت بردن

  • Die Mannschaft kostete den Erfolg nach dem Turniersieg voll aus.تیم پس از پیروزی در تورنمنت، نهایت لذت را از این موفقیت برد.
  • Du solltest deinen Urlaub in den Bergen richtig auskosten.تو باید از تعطیلاتت در کوهستان کاملاً لذت ببری.
2 Akkusativ

تجربه‌ای تلخ، دردناک یا رنجی را تا انتها و با تمام وجود تحمل و احساس کردن

  • Er musste die schmerzhafte Niederlage bis zum bitteren Ende auskosten.او مجبور شد تلخی این شکست دردناک را تا آخرین لحظه بچشد و تحمل کند.