auskultieren

Aussprache: /aʊ̯skʊlˈtiːʁən/
Worttrennung: aus·kul·tie·ren
فعل

معاینه کردن (با گوشی پزشکی)، سمع کردن

Beispiele

  • Daran führt der Arzt bestimmte Untersuchungen durch: Er palpiert, ''auskultiert,'' röntgt, er misst den Puls, die Temperatur, den Blutdruck und trägt dadurch Daten zu einem objektiven Befund zusammen.پزشک معاینات خاصی را انجام می‌دهد: او لمس می‌کند، سمع می‌کند، اشعه ایکس می‌گیرد، نبض، دما و فشار خون را اندازه‌گیری می‌کند و بدین ترتیب داده‌هایی را برای یک تشخیص عینی جمع‌آوری می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

گوش دادن به صداهای داخلی بدن (مانند قلب یا ریه) با گوشی پزشکی برای تشخیص بیماری.

  • Der Arzt auskultiert die Lunge des Patienten.پزشک ریه بیمار را با گوشی پزشکی معاینه می‌کند.
  • Man kann das Herz mit einem Stethoskop auskultieren.می‌توان قلب را با گوشی پزشکی معاینه کرد.