ausländisch
خارجی، بیگانه
Bedeutungen
1
مربوط به کشوری غیر از کشور خودی؛ از خارج وارد شده.
- Viele Studenten ausländischer Herkunft studieren hier.بسیاری از دانشجویان با اصالت خارجی اینجا تحصیل میکنند.
- Das Unternehmen hat viele ausländische Kunden.این شرکت مشتریان خارجی زیادی دارد.
- Wir haben ausländisches Geld gewechselt.ما ارز خارجی را تبدیل کردیم.
2
غیرآشنا، ناآشنا، بیگانه (در معنای غیرمستقیم).
- Die neue Umgebung wirkte auf ihn zunächst sehr ausländisch.محیط جدید در ابتدا برای او بسیار ناآشنا به نظر میرسید.
- Er fühlte sich in dieser fremden Kultur ein wenig ausländisch.او در این فرهنگ غریب کمی احساس بیگانگی میکرد.
- Diese Art zu denken ist mir völlig ausländisch.این نوع طرز فکر برای من کاملاً بیگانه است.