auslöffeln

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌlœfl̩n/
Worttrennung: aus·löf·feln
فعل

با قاشق تمام کردن (غذا)، پیامد کاری را تحمل کردن

Beispiele

  • Hübsch ''auslöffeln,'' dann gibt's morgen auch schönes Wetter!خوب (غذا را) تا آخر با قاشق بخور، آن وقت فردا هم هوا زیبا خواهد بود!
  • Das wirst du wohl selber ''auslöffeln'' müssen. Da kann ich dir überhaupt nicht bei helfen.این را احتمالاً خودت باید شخصاً و با تمام عواقبش جمع کنی. اصلاً نمی‌توانم در این زمینه به تو کمکی کنم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

تمام کردن (غذا با قاشق، تا ته خوردن)

  • Er hat die ganze Schüssel Suppe ausgelöffelt.او تمام کاسه سوپ را تا ته خورد.
  • Die Kinder mussten ihren Teller auslöffeln, bevor sie spielen durften.بچه‌ها باید قبل از بازی کردن، بشقابشان را تا ته می‌خوردند.
2 Akkusativ

عواقب کاری را تحمل کردن، تاوان کاری را پس دادن (مجازی)

  • Wer den Schaden anrichtet, muss ihn auch auslöffeln.هر کس خسارت وارد کند، باید تاوانش را هم پس بدهد.
  • Du hast das Chaos verursacht, jetzt musst du es auch auslöffeln.تو این هرج و مرج را ایجاد کردی، حالا باید عواقبش را هم تحمل کنی.